فیلم جدید | دانلود رایگان فیلم
محبوب کن - فیس نما

ساکن طبقه وسط شهاب حسینی فیلمی با شباهت بیشتر به سینمای مدرن جهان

shahab hoseyni 1024x683 300x200 ساکن طبقه وسط شهاب حسینی فیلمی با شباهت بیشتر به سینمای مدرن جهان

اولین ساخته بازیگر نام آشنا و اکنون بین المللی سینمای ایران «ساکن طبقه وسط» تجربه جدیدی در سینمای کم ریسک و یکنواخت سینمای ایران است. حسینی در اولین فیلمش به جای داستان سر راست و کلاسیک به سراغ مفاهیم و شخصیت ها رفته است. چیزی که در سینمای مدرن جهان و سریال های روز امریکایی ردپایش بیشتر دیده و احساس می شود. فیلم اول شهاب حسینی بیش از هرچیز بازتاب دغدغه های فکری و روحی فیلمساز ماست که با همکاری خوبش با فیلمنامه نویس تا حدی به روز و قابل درک است. شهاب حسینی با کمک محمد هادی کریمی مفاهیم مهم و ازلی و ابدی که ریشه در انسانیت و فطرت آدمیان دارد را مطرح و به چالش کشده است : مفاهیمی چون عشق ، مرگ، تولد و جاودانگی که بیشتر در ادبیات و شعر و اظهارنظر فیلسوفان و روانشناسان غربی و شرقی به آن برخورد میکنیم.

shahab hoseyni 1024x683 300x200 ساکن طبقه وسط شهاب حسینی فیلمی با شباهت بیشتر به سینمای مدرن جهان
فیلم ساکن طبق وسط بیش از هر چیز شاید الهام گرفته از سینمای رویا پرداز دیوید لینچ و سینمای معناگرایانه و مسحورکننده ترنس مالیک باشد که البته به جز کانسپت رویا و خیال که استاد و خالقش دیوید لینچ امریکایی است، از نظر ساختار و توجه به مفاهیم انسانی و فلسفی و بعضا عرفانی و معنوی آثار موخر ترنس مالیک مانند شوالیه جام ها و درخت زندگی را به یاد تماشاگر فیلم بین و آشنا با سینمای روز جهان میاورد . حالا اینکه حسینی چقدر متاثر از ترنس مالیک بوده یا هست، خیلی بحث این مقاله نیست، ولی خود شهاب در مصاحبه هایش انسانی عمیق و آزاد با دغدغه های انسانی و حقیقت خواه نشان داده است؛ بطوریکه هدفش از زیستن، کشف حقیقت و زندگی با معناست و خیلی درگیر آداب و رسوم و نقش ها و عنوان های مرسوم و رایج نیست که خود از روحیه عارفانه وی خبرمیدهد. فیلم اول شهاب حسینی هم همانطور که ذکر شد، به شدت منعکس کننده احوالات و دغدغه های درونی فیلمساز و کشف و شهودش از دنیای اطراف است که از نظر معناگرایی و فلسفی و بیان جملات و حکایات اخلاقی و انسانی شباهت زیادی به سینمای فیلمساز امریکایی ترنس مالیک دارد. هردو فیلمساز رها و فارغ از همه قواعد و ساختارهای رایج سینمایی با تکیه برمفاهیم الهی و انسانی قصد ارتباط و ایجاد حس و تاثیر روی بیینده خود دارند که لزوما هم از دروازه مذهب و عرفان وارد نمیشوند و طوری برخورد میکنند که خیلی پیچیده به نظر نرسد، ولی در هر حال به دلیل بیان دغدغه های جدی و مهم زندگی فیلم شهاب حسینی و ترنس مالیک برای کسانی که سینما را برای تفریح و سرگرمی انتخاب می کنند، شاید جذاب و پیشنهاد مناسبی نباشد.
تفاوت دیگر سینمای مالیک با شهاب حسینی، ارتباط انسان با دنیای پیرامونش هست . ترنس مالیک طبیعت را موضوعی برای ارتباط شخصیت اصلی اش انتخاب میکند و شهاب حسینی اجتماع را برای پیوند با بیرون انتخاب میکند. به طوری که دغدغه های اجتماعی و فرهنگی و ساخت کاراکتر های متفاوت که خودش بازی نمی کند، ولی با آنها روبرو می شود ناشی از جهان بینی فیلمساز و تعریف و بازشناسی دنیایی است که او تصور می کند و قصد ساختنش را در مدیوم سینما دارد. بدین سبب و به خاطر تغییری که شهاب حسینی و امثال ترنس مالیک در نوع برخورد با سینما و به عبارتی تغییر زبان سینما دارند، تحلیل و بررسی فیلم هایشان با دیگر آثار سینمایی که بیشتر روایت کلاسیک و قهرمان های باورنکردنی و شخصیت های ثابت دارند، متفاوت است، چرا که آنها فیلم و سینما را مدیومی جدی برای بیان افکار و عقاید و دغدغه های شخصی شان و جهان بینی عمیقشان میدانند و تا اینجای کار بحث و مجادله ای به وجود نمیاورند . بحث از آنجا آغاز میشود که نوع روایت و زبان تعریف این نوع فیلمسازان متفاوت و نوآورانه میشود و باعث پس زدن و قبول نکردن دوستداران سینما با همان تعریف داستانگویی مستقیم و شخصیت های تحول خواه و ثابت؛ به طوری که بسیاری از منتقدان داخلی سینمای ترنس مالیک را اصلا سینما نمیدانند و تصویر و موسیقی درکنار نریشن های کتاب مقدس تلقی میکنند. حسینی نیز در فیلمش با اینکه خیلی با خلاقیت و ایجاد ریتم تندش به ظاهر قصد پند و اندرز را نداده است، ولی این نوع عقاید و مفاهیم و سری کردن آنها پشت هم در این حجم زیاد مانند ضرب المثل سنگ بزرگ علامت نزدن است و فقط شاید تماشاگر را به تاملی کوتاه دعوت کند، ولی آنگونه که باید و شاید تاثیر عمیق و ماندگاری روی او نمیگذارد.
انتخاب بازیگران و نقش ها از جمله مهمترین ویژگی های فیلم ساکن طبقه وسط است؛ بطوریکه هم انتخاب ها به افراد می خورد و هم باوجود کوتاهی نقش ها تماشاگر میتواند طبقه و شخصیت فرد مورد نظر را شناسایی و با آن همذات پنداری کند که این از مزایای شخصیت پردازی در فیلمنامه است. مثلا نقش یک جوان دانشمند از بابک حمیدیان ، جوان سطحی و خوشگذران از کامبیز دیرباز، استاد دوراندیش و عارف مسلک از فخرالدین صدیق شریف در مقابل استاد هوس باز و لاابالی از امید روحانی، فامیل بازاری و حساب کتاب کن از حسین یاری، دختر زشت ولی متوهم و بی اعتماد به نفس از بهناز جعفری، دختر بدکاره و بیچاره از طناز طباطبایی، زن و بچه خوشگذران سنتی و به قول معروف بی فرهنگ با چندین فرزند قد و نیم قد از بهنوش بختیاری و کیانوش گرامی، مرد دوجنسه یا متمایل به جنس مخالف از مانی کسراییان درکنار فرهاد اصلانی در نقش تهیه کننده، هنگامه قاضیانی در نقش دوست و مشاور، و حسین محب اهری در نقش فقیر متقلب همه به خوبی شخصیت پردازی و انتخاب نقش شدند؛ به طوری که هم میتواند نمادی از آدم های مختلف در جامعه کنونی ما باشد و هم انتخاب های مناسب افراد، بسیار به درک و فهم کاراکتر کمک کرده است.
نقش آفرینی شهاب حسنی در بیش از ۳۸ نقش مختلف از مهمترین نکات مورد توجه فیلم به حساب میاید . شهاب حسینی به عنوان یک بازیگر حرفه ای و با اعتماد به نفس توانایی خود را در نقش های مختلف به بهانه نزدیک شدن و معرفی کاراکترهای مهم جهان معاصر و جهان کلاسیک در رویایش به تصویر کشیده و در این کار هم موفق بوده است. به عبارتی دیگر شهاب حسینی با تکیه بر توانایی اش در بازیگری فیلمش را طوری طراحی کرده که هم بتواند در آن نقش ها و کاراکترهای مختلف را نشان بیننده اش دهد و به نوعی تاریخ و سرنوشت شان را به بهانه مطرح کردن دغدغه های اصلی اش مرور تصویری کند و هم به جهت نشان دادن تصاویر و شخصیت های متعدد و مختلف و ریتم تند فیلم مفاهیم سنگین و ثقیل فیلمش تماشاگر را آزار ندهد که به نظر میرسد در این امر هم خلاقیتش به نتیجه رسیده است.

0نظر ارسال شده است

ارسال نظر

شما هم نظری ارسال کنید

ارسال نظر

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

دیدن این مطالب نیز به شما توصیه میشود